شيخ ذبيح الله محلاتى

310

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

تا بزرقا برساند چون سه روز مانده بود كه بيمن برسد زرقا او را ديد و با قوم خود گفت كه سوارى مىآيد كه در ميان عمامه‌اش نامه‌اى مىنمايد و بعد از سه روز كه صبيح وارد شد و نامه را بزرقا داد او گفت خبرى قبيح آورده است صبيح از جانب سطيح و سئول مىنمايد از نور ساطع و روشنى لامع به حق پروردگار كعبه كه اين علامت نزديك شدن آجال و يتيم شدن اطفالست و از فرزندان عبد مناف محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيغمبر بهم خواهد رسيد بىخلاف پس در جواب نوشت كه آيات و علامات پيغمبر هاشمى است آنچه نوشته‌اى چون نامه مرا بخواني از خواب غفلت بيدار شو و از تقصير حذر نما و به زودى سفر كن بجانب مكه كه من نيز متوجه آن صوب مىشوم شايد يكديگر را ملاقات كنيم و حقيقت اين امر را معلوم بنمائيم و اگر آن پيغمبر بوجود آمده باشد شايد چاره‌اى در هلاك او بكنيم و پيش از آنكه نور او مشتعل گردد خاموش گردانيم ) الى آخر آنچه در ص 401 جلد دوم سبق ذكر يافت در ترجمه آمنه بنت وهب رضى اللّه عنها سطيح چون به مكه آمد و آن خبرهاى بشارت‌انگيز را به بنى هاشم داد بالاخره گفت اى سادات مكه آمد بسوى شما داهيه كبرى يعنى زرقاء يمنى پس در اين سخن بودند كه زرقا رسيد و بآواز بلند گفت اى گروه قريش بر شما باد سلام بسيار و بشما معمور باد هر ديار به‌درستى كه ترك وطن خود كرده‌ام و به‌سوى مأمن شما آمده‌ام براى آنكه خبر دهم شما را از امرى چند كه نزديك شده است ظهور آنها و به زودى ظاهر گردد در بلاد شما امرى چند بسيار عجيب و شعرى چند ادا نمود كه دلالت مىكرد بر حقيقت آنچه سطيح خبر داده بود ايشان را پس گفت كه آمده‌ام شما را بشارت دهم و حذر فرمايم و آنچه شما را مژده مىدهم براى من وبالست عتبه گفت اين چه سخنان وحشت‌انگيز است كه از تو ظاهر مىشود ما را و خود را وعيد مىنمائى بهلاك و استيصال زرقاء گفت اى ابو الوليد به حق خداوندى كه بر صراط خلايق را در كمين خواهد بود سوگند مىخورم كه از اين وادى پيغمبرى مبعوث خواهد